|
ღهمیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمیتونی عکسشو به دیوار بزنیღ
|
||||
|
|
||||








+
نوشته شده در ساعت توسط غریبی آشنا
|

بيچاره پسرها بيچاره پسرها اگه تيپ بزنن برن بيرون ميگن با كي قرار داري؟ اگه لباسهاي معمولي بپوشن ميگن اصلا سليقه نداري اگه زياد بگن دوستت دارم ميگن باز چه نقشه اي تو سرته اگه نگن دوست دارم ميگن پاي كس ديگه اي وسطه اگه زياد بهتون زنگ بزنن ميگن اعتماد نداري اگه يه مدت زنگ نزنن ميگن سرت خيلي شلوغه اگه تو خونه زياد بخندن ميگن لوس شدي اگه نخندن ميگن چه مرگته عاشق شدي اگه شام بخوان ميگن همش به فكر شكمتي اگه شام نخوان ميگن چي كوفت كردي بيچاره دخترا اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه! اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره! اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه! اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه! اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه! اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست! اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه! اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود! اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار! اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده توي روزگاري كه دل واسه ي شكستنه قيمت طلاي دل قد سنگ و آهنه بين اين همه قريبه يه نفر مثل تو ميشه آشنايي كه تو قلبم مي مونه واسه هميشه با صبوري با من دل خسته سازش ميكنه تو نباشي چه كسي من و نوازش ميكنه تو نباشي نمي خوام لحظه اي رو سر بكنم نمي دونم بعد تو من چي رو باور بكنم نمي تونم نمي تونم كه تو رو رها كنم بعد تو من چه كسي رو عشق من صدا كنم ** تو نباشي چه كسي من و نوازش ميكنه با صبوري با من دل خسته سازش ميكنه 
تو نباشي چه كسي من و نوازش ميكنه![]()
با صبوري با من دل خسته سازش ميكنه![]()



+
نوشته شده در ساعت توسط غریبی آشنا
|










+
نوشته شده در ساعت توسط غریبی آشنا
|

یک پنجره برای دیدن یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت *ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ* *ـــــــــــــــــــــــــــــ* *ــــــــــــــــ* *ــــــ* *
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توس
جلسه محاكمه عشق بود
و قاضي عقل 
و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه مغز شده بود 
يعني فراموشي
قلب تقاضاي عفو عشق را داشت 
.
ولي همه اعضا با او مخالف بودند
.
قلب شروع كرد به طرفداري از عشق
.
آهاي چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو داشتي 
.
اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي 
.
و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد 
.
حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟ 
.
همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند
.
تنها عقل و قلب در جلسه ماندند 
.
عقل گفت :ديدي قلب همه از عشق بيزارند
ولي من متحيرم كه با وجودي كه عشق بيشتر از همه تو را آزرده
را هنوز از او حمايت ميكني !؟ 
قلب ناليد:كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود
و تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند 
و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعي باشم 

عشق بيداد من باختن يعني لحظه عشق جان سرزمين يعني يعني زندگي پاک من عشق ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق من تقدیم به اونی که سزاوار عشق است
![]()



![]()
+
نوشته شده در ساعت توسط غریبی آشنا
|







+
نوشته شده در ساعت توسط غریبی آشنا
|

دلم عجب هوا تو كرده عشق من اول اسم نازتم نميدونم به لشكر ستاره هاي دنيا تو گفتي عاشقي رسيدن نيست درست مثل روياي من كه كاله مثل ضريحي تو، يه مرز داري شكستن ضريح تو محاله عشق من فقط يه چيزي ديگه مونده اينو كه ميگم تمام آرزومه بگي ميدوني من چقدر ديوونم فقط همين رو بدوني تمومه دل من گم شده است واژه ها در نظرم گم شده اند عشق هم پيدا نيست باز هم گم شده است و در اين وادي گم قلب بيچاره ي من گم شده است دل من غمگين است لاله هم گريان است چشمه ي اشك مرا پايان نيست بغض سنگين مرا درمان نيست خانه ي دل همه ويرانه شده دل ويران مرا سامان نيست دل من گم شده است همه شادي من در دل غم گم شده است عشق من ... گم شده است 




+
نوشته شده در ساعت توسط غریبی آشنا
|

یکی را دوست می دارم ولی افسوس او هرگز نمی داند نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاه من که او را دوست می دارم ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند به برگ گل نوشتم من که او را دوست می دارم ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند یکی را دوست می دارم یکی را دوست می دارم


+
نوشته شده در ساعت توسط غریبی آشنا
|






+
نوشته شده در ساعت توسط غریبی آشنا
|

نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي محبت از درخت آموز که حتي سايه از هيزم شکن هم بر نمي دارد
دوستت دارم...
مــي انــديــشــــم....
تويي كه تمام لحظات زندگي مرا محاصره كردي.....
تويي كه نمي دانم كي خواهي آمد....
اصلاً بگو ببينم مي آيي؟
مي آيي.... تا با تمام دلتنگي هاي سرزمين آرزوهايم وداع كنم؟
مي آيي.... تا شقايق هاي قلبم دوباره جان بگيرد؟
مي آيي.... تا از درياي نگاهت
قطره اي هم بر كوير چشمانم بريزم؟
مي آيي.... تا ستاره هاي آسمان زندگانيم
از ناله هاي شبانه ام آرام بگيرند؟
كاش مي دانستم از اوج كدامين قله ،
از دل كدامين شب ، از عمق كدامين
جنگل خواهي آمد....
تا برايت قلبم ، اين بزرگ ترين سرمايه ام را
پيش كش آورم و به تو بگويم

+
نوشته شده در ساعت توسط غریبی آشنا
|
